
شعرومطالب عاشقانه
چقدر سخته
چقد سخته توو چشماي كسي كه تمام عشقت رو ازت دزديد و بجاش يه زخم هميشگي رو قلبت هديه داد زل بزني
وبجاي اينكه لبريز كينه و نفرت شي حس كني هنوزم دوسش داري
چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به ديواري تكيه بدي كه يه بار زير آوار غرورش همه وجودت له شده
چقدر سخته توو خيالت ساعت ها باهاش حرف بزني اما وقتي ديديش هيچي بجز سلام نتوني بهش بگي
چقدر سخته وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشك گونه هاتو خيس كنه اما مجبور باشي بخندي تا نفهمه دوستش داري
چقدر سخته گل آرزوهاتو توي باغ ديگري ببيني و هزار بار توو خودت بشكني و اونوقت آروم زير لب بگي گل من باغچه نو مبارك
از شما چه پنهان
خیلی وقت است دیگر
نه دستم به نوشتن میرود و نه ذهنم به عاشقانه های محال.
هیچ موج تازه ای هم به سمتم نمیاد که بخواهم پروبالش دهم .
فقط این ذهن خسته ،
بی جهت حول مدار دلتنگی هایم دور میخورد و
باز دلم جای دیگر یست.
نمیدانم ،
تکلیف دربه دری این چشمهای منتظر چیست؟؟؟
کاش کسی
راهی ،
خطی،
اشاره ای به سمت وسوی روشنی نشانم میداد.
این روزها عجیب منتظرم که برگردی
با اینکه میدانم این هم جز آرزویی نیست...
لیلی خودش را به اتش کشید.
خدا گفت:زمین سردش است. چه کسی می تواند زمین را گرم کند ؟
لیلی گفت:من.
خدا شعله ای به او داد .لیلی شعله را توی سینه اش گذاشت.
سینه اش اتش گرفت.خدا لبخند زد لیلی هم.
خدا گفت شعله را خرج کن .زمینم را به اتش بکش.
لیل خودش را به اتش کشید.خدا سوختنش را تماشا کرد.
لیلی گر می گرفت خدا حظ می کرد.
لیلی می ترسید.می ترسید اتش اش تمام شود.
لیلی چیزی از خدا خواست.خدا اجابت کرد.
مجنون سر رسید.مجنون هیزم اتش لیلی شد.
اتش زبانه کشید.اتش ماند.زمین خدا گرم شد.
خدا گفت:اگر لیلی نبود . زمین من همیشه سردش بود.
لیلی زیر درخت انار
لیلی زیر درخت انار نشت.
درخت انار عاشق شد.گل داد. سرخ سرخ.
گلها انار شد.داغ داغ.هر اناری هزار تا دانه داشت .
دانه ها عاشق بودند.دانه ها توی انار جا نمی شدند.
انار کوچک بود.دانه ها ترکیدند.انار ترک برداشت.
خون انار روی دست لیلی چکید
لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید.مجنون به لیلی اش رسید.
خدا گفت:راز رسیدن فقط همین بود.
کافی است اناره دلت ترک بخورد.
رباعی عشق
در خانه ی فقر تکیه گاهم عشق ست
در کوی جنون رفیق راهم عشق ست
در روز حساب اگر گناهم پرسند
گویم بخدا قسم گناهم عشق ست
|
سيزده خط براي زندگي |
|
1 دوستت دارم نه بخاطر شخصيت تو بلكه بخاطر شخصيتي كه من در هنگام با تو بودن پيدا ميكنم
2 هيچكس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود
3 اگر كسي تو را آنطور كه مي خواهي دوستت ندارد به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد
4 دوست واقعي كسي است كه دستهاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس كند
5 بد ترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد
6 هرگز لبخند را ترك نكن حتي وقتي ناراحتي چون هر كسي امكان دارد عاشق لبخند تو شود
7 تو ممكن هست كه در تمام دنيا فقط يكي نفر باشي ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي
8 هرگز وقتت را با كسي كه حاظر نيست وقتش را با تو بگذراند نگذران
9 شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري از افراد نا مناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را به اين ترتيب وقتي او را يافتي بهتر مي تواني شكر گزار باشي
10 به جيزي كه گذشت غم نخور از آنچه كه پس از آن آمد لبخند بزن
11 هميشه افرادي هستن كه تو را مي آزارند با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه كسي تو را آزورده دوباره اعتماد نكني
12 حود را به فرد بهتري تبديل كن و مطمئن باش كه حود را مي شناسي قبل از آنكه شخص ديگري را بشناسي آو تو را بشناسد
13 زياد از حد خود را تحت فشار قرار نگذار بهترين چيزها در زماني اتقاق مي افتد كه انتظارش را نداري |
نمي خوام ديگه تو عاشقم باشي
نمي خوام دشت شقايقم باشي
نمي خوام تو آسمون دل من
تو همون ستاره ي تکم باشي
من ميخوام عاشق دلخسته باشم
اونيکه اميدشو به مهر تو بسته باشم
تو باشي يا نباشي فرقي نداره عاشقي
من ميخوام معناي اين واژه ي پر بسته باشم

اي كه مي پرسي نشان عشق چيست ؛ عشق چيزي جز ظهور مهر نيست
عشق يعني مهر بي چون و چرا ؛ عشق يعني كوشش بي ادعا
عشق يعني مهر بي اما ، اگر ؛ عشق يعني
رفتن با پاي و سر، عشق يعني دل تپيدن بهر دوست ؛
عشق يعني جان من قربان اوست
عشق يعني خواندن از چشمان او ؛ حرفهاي دل بدون گفتگو
عشق يعني عاشق بي زحمتي ؛ عشق يعني بوسه بي شهوتي
عشق ،يعني يار مهربان زندگي ؛ بادبان و نردبان
زندگي عشق يعني دشت گلكاري شده ؛
در كويري چشمه اي جاري شده يك شقايق در ميان دشت خار ؛
باور امكان با يك گل بهار در خزاني برگريز و زرد و سخت ؛
عشق يعني تاب آخرين برگ درخت
عشق يعني روح را آراستن

عشق يعني...
عشق يعني تا ابد آبي شدن
عشق يعني لحظه اي باراني و لحظه اي شفاف و مهتابي شدن
عشق يعني لذت يك آرزو
عشق يعني يك بلاي ماندگار
عشق يعني هديه اي از آسمان
عشق يعني يك صفاي سازگار
عشق يعني با وجود زندگي دور از آداب مردم زيستن
عشق يعني لحظه اي خنديدن و سال ها اشك ندامت ريختن
عشق يعني زنگ تكرار نگاه
عشق يعني لحظه اي زيبا شدن
عشق يعني قطره بودن سوختن
عشق يعني
راهي دريا شدن هر چه هست اين عشق صدها قلب صاف با حضورش آبي و بي كينه
است...