ای ....
ای همراه بهترین روزهای زندگیم
دوريت را سخت تحمل می کنم
با اینکه میدانم محالترین آرزوی من بوده ای
ای همسفر جاده تنهاییم
دیری است که به امید با تو بودن نفس می کشم
و به انتظار دیدار تو زنده ام
و من با کسی جز تو درد دل نمیکنم
با اینکه می دانم در کنارم نیستی
ای هم آغوش شبهای بی کسی ام
هر شب یاد تو را در آغوش می کشم تا به خواب روم
و پلکهایم به امید دیدن تو در رویا سنگین می شوند
با اینکه تو آنقدر دوری که حتی در رویا هم نمی توانم به تو دست پیدا کنم
ای همزبان بی صداترین فریادهایم
حتی وقتی سکوت تنها حرفی است که برای گفتن دارم
عشق تو را با تمام وجود فریاد می کشم
من تو را هر روز بيشتر از ديروز دوستت دارم
شاید هم خیلی بیشتر
