گفتی که می بوسم تو را، گفتم تمنا می کنم
گفتی اگر بيند کسی، گفتم که حاشا می کنم
گفتی ز بخت بد اگر ناگه رقيب آيد ز در
گفتم که با افسون گری او را ز سر وا می کنم
گفتی که تلخی های می، گر ناگوار افتد مرا
گفتم که با نوش لبم آن را گوارا می کنم
گفتی چه می بينی بگو، در چشم چون آيينه ام
گفتم که من خود را در او عريان تماشا می کنم
گفتی که از بی طاقتی دل قصد يغما می کند
گفتم که با يغماگران باری مدارا می کنم
گفتی که پيوند تو را با نقد هستی می خرم
گفتم که ارزان تر از اين من با تو سودا می کنم
گفتی اگر از کوی خود روزی تو را گويم برو
گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم
گفتی اگر از پای خود زنجير عشقت وا کنم
گفتم ز تو ديوانه تر دانی که پيدا می کنم
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 8:23 بعد از ظهر  توسط مانی
|

اگر میبینی که زنده ام ، نفــــــس میکشم ، تنها به خاطر وجود توست...
اگـر میبینی شــــــادم ، خندانم ، با وجود این همه غم و غصه در دل دارم
تنها به امید بودن توست ...
اگـــــــــر میبینی آرامم ،بی تابم ، سر به زیر ، ساکت و گوشه گیر ،فقط
است که از سوی تو در دلم نشسته است ...
اگر دیدی گریانم ، خسته ام ، شکسته ام ، پریشانم ، بدان که بدجور دلم
هــــــــــوای تو را کرده است و دلـــــــم دیگر طاقت دوری را ندارد...!
اگر دیدی نیستم ، نه صــــــــدایی و نه خبری از مــــــن نیست بدان که
از عشق تو مرده ام
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 8:21 بعد از ظهر  توسط مانی
|
برای عشق تمنا كن ولي خار نشو
براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده
براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو
براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه
براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن
براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير
براي عشق وصال كن ولي فرار نكن
براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن
براي عشق بمير ولي كسي رو نكش
براي عشق خودت باش ولي خوب باش
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 8:10 بعد از ظهر  توسط مانی
|
به یاد داشته باش هر وقت دلتنگ شدی به آسمان نگاه کن
کسی هست که عاشقانه تو را می نگرد و منتظر توست...
اشکهای تو را پاک می کند و دستهایت را صمیمانه می فشارد تو را دوست دارد
فقط به خاطر خودت به یاد داشته باش هر وقت دلتنگ شدی به آسمان نگاه کن
و اگر باور داشته باشی می بینی ستاره ها هم با تو حرف میزنند
باور کن که با او هرگز تنها نیستی هرگز
فقط کافی است عاشقا نه به آسمان نگاه کنـی
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 8:7 بعد از ظهر  توسط مانی
|